سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
193
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
بر داشتن خبرويّت باشد همچون جذام و برص شرط استكه شاهدين علاوه بر عدالت خبره نيز بوده بطوريكه كه بوجود آن قاطع بوده تا بتوانند شهادت دهند . و اگر عيب از عيوبى باشد كه غالبا غير از صاحبش ديگرى بر آن نتواند اطلاع پيدا نمايد همچون عنين بودن طريق ثبوت و وجودش اقرار خود شخص يا بيّنه و عادل باقرارش شهادت دهند يا وقتى منكر عيب كه خود مرد باشد مكلّف به قسم شد قسم را بمدّعى رد كند از اينرو پس از خوردن مدعى قسمى را كه وى رد نموده اين عيب در وى ثابت مىگردد يا اگر منكر از قسم خوردن نكول نمود فلذا حاكم قسم را به مدّعى رد كرد در اينفرض نيز وقتى مدعى قسم بخورد عيب ياد شده ثابت مىگردد . البته اينكلام در جائى است كه بمجرّد نكول منكر حكم نشود چه آنكه بنابراين مبنا بمحض نكول عيب مزبور ثابت شده و نيازى به ردّ قسم بمدّعى نمىباشد . سپس شارح ( ره ) مىفرماين : برخى فرمودهاند : بيك طريق ديگر مرض عنين بودن ثابت مىشود و آن اينستكه وى را بكيفيّت ذيل امتحان و آزمايش مىكنند : وى را در آب سرد مىنشانند اگر نره وى شل و آويزان شد عنين بوده و در صورتى كه متشنّج يعنى پوست عضوش جمع گرديد عنين نمىباشد . ولى اين آزمايش بنابر قول اصح چندان اعتبارى نداشته و با